اتّحاد و همدلی. واژه‌هایی که سال‌هاست، در منطقه‌ی ما، بیش از همه از سوی مسئولان و فعالان فرهنگی، به ویژه مسئولان دو شهر میمه و وزوان به بدترین نحو به سخره گرفته شده. و هر گاه از این میانه یکی پیشقدم می‌شود تا به این دو واژه حیاتی مجدد ببخشد، او را هم به بدترین شکل ممکن مورد تهمت و توهین قرار می‌دهند.

تصور یک منطقه یا بر اساس معیار این چند سال، شهرستان، بدون همدلی و همراهی مردم و مسئولان دو شهر همجوار وزوان و میمه تصوری باطل است. و مسئولان این دو شهر، خصوصاً مسئولان مرکز بخش، اگر نیت‌شان پیشرفت منطقه است، باید کم کم دست از توهمات یکسویه‌نگرانه‌شان دست بردارند و در کنار هم بودن این دو شهر را بپذیرند.

مردم این بخش، در دهه‌های اخیر پایمال خودخواهی‌های عده‌ای معدود شده‌اند که با سودای حل مشکلات مردم، رأی ایشان را از آن خود ساخته‌اند و بدون در نظر گرفتن اوضاع بحرانی شهرها و روستاهای منطقه، با دامن زدن به اختلافات محلی و منطقه‌ای، عرصه را بر مردم تنگ کرده و آن‌ها را به مهاجرت از سرزمین آبا و اجدادی خود واداشته‌اند.

مهاجرت گسترده‌ی جوانان و نخبگان شهرها و روستاهای بخش به شهرستان‌های اطراف چیزی نیست که کسی از آن اطلاع نداشته باشد و آن‌هایی هم که مانده‌اند به نحوی توان و فرصت مهاجرت را نیافته‌اند. وگرنه این بخش با این مسئولان و این امکانات، دیگر جایی برای ماندن نیست.و آنقدر این آش شور شده است که حتی اتباع افغانستانی فعال در منطقه هم زن خانواده‌های خود را به مرکز شهرستان می‌فرستند تا رفاه لازم را داشته باشند.

شاهین شهر و گلپایگان از دو سوی در حال جذب نیروی جوان و فعال بخش ما هستند و مسئولان ما هنوز بر سر موضوعاتی دست و گریبانند که در هیچ جای دنیا خریداری ندارد.مسئولان ما هنوز نتوانسته‌اند چیزی جز جیب و جام خود را در نظر بگیرند و وقتی برای رسیدگی به مردم ندارند.

فرزندان و خانواده‌های خود را راهی مرکز شهرستان می کنند تا به خیال خودشان در بهترین مدارس تحصیل کنند و از بهترین امکانات بهره ببرند و خودشان در پس پرده‌ی واژه‌ی خوش آب و رنگ «اتّحاد» مردم را به جان هم می‌اندازند.

این بخش تا زمانی که دو شهر وزوان و میمه، باور نکنند که باید با هم یکی باشند و به هر بهانه‌ای به جان نام و نان هم نیفتند، حتی اگر نام شهرستان را هم به خود بگیرد، باز هم تغییری نخواهد کرد چرا که سال‌هاست مردم شهرها و روستاهای آن، راه فرار از آن را به خوبی آموخته‌اند. و فرمانداری، تنها بازار مکاره‌ای خواهد شد برای عده‌ای معدود که نان نام آن را می‌خورند.

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان , وزوان و میمه , تاریخ , فرهنگ

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 21:46 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

❑ شهرستان شدن بخش همیشه محروم میمه، با تمام آینده‌ای که می‌توان برای دوران پس از ارتقای یک بخش به ذهن آورد، می‌توانست خبر شیرینی باشد، اگر با خودسری و یکجانبه نگری مسئولان مرکز بخش همراه نمی‌شد.نگاه محدودی که جز نابودی بیش از پیش این بخش، چیزی را به ارمغان نخواهد آورد.

❑ در سال‌های اخیر، مسئولان مرکز بخش، با گسترش روزافزون نگاه یکسویه‌ی خود، ذره ذره و قدم به قدم، شرایط را به سمتی پیش برده‌اند که مردم شهرها و روستاهای اطراف، رفتن به امید رفاه و آسایش را به سکونت در منطقه ترجیح دهند.به نحوی که این روزها حتی اقشار پا به سن گذاشته هم دل ماندن در این تنگنا را ندارند.

❑ نگاهی گذرا به وضعیت شهرها و روستاهای اطراف‌مان، نشان می‌دهد که مسئولان شهر میمه، به عنوان مرکز بخش، در دهه‌های اخیر، آنطور که ادّعا می‌کنند، از پس وظایف خود برنیامده‌اند و حضورشان در این عرصه، جز تخلیه‌ی جمعیتی منطقه، دست‌آورد دیگری نداشته‌ است.این بی کفایتی، حتی دامان شهر میمه‌ را هم گرفته و دو شهر اصلی این بخش، عملاً به پایگاهی برای اتباع افغانستانی تبدیل شده است.

❑ تعصّب کورکورانه‌‌ای که موجب شده است، تعداد معدودی در این بخش، به عنوان مسئول، شهرها و روستاهای محروم اطراف خود را نادیده بگیرند و به شیوه‌های مختلف، مردم را از داشتن امکانات محروم کنند، نمی‌تواند امتیازی برای پیشرفت میمه چه به عنوان شهر و چه به عنوان مرکز شهرستان باشد.گویا مسئولان این بخش هنوز به این باور نرسیده‌اند که شهر میمه به عنوان مرکز بخش، حتی با گرفتن فرمانداری، بدون نگاه عادلانه به شهرها و روستاهای همجوارش، نمی‌تواند بقای خود را تضمین کند.

❑ گریز از پذیرش و باور به قابلیت‌های شهر و مردم وزوان و روستاهای اطراف، در توسعه‌ی این بخش به دلایل واهی، حتی اگر با جدا شدن جوشقان‌قالی به امید مرکز بخش شدن، از کاشان و الحاق به این بخش همراه باشد، مانعی در راه نابودی بیش از پیش این منطقه ایجاد نخواهد کرد.مسئولان این بخش، بدون توجه به نزدیکی منطقه به شاهین‌شهر و گلپایگان از دو سو، سال‌هاست این منطقه را به مکانی نامناسب برای زندگی تبدیل کرده‌اند.ادامه دارد....

پی نوشت:

عنوان نوشته، نام کتابی است از علی شفیعی‌نیک‌آبادی، در تاریخ و فرهنگ شهر جرقویه.


موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان , وزوان و میمه , تاریخ , فرهنگ

تاريخ : جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۲ | 21:43 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |