انجمن ادبی سعدی وزوان کار خود را از سال ۱۳۹۰ با حضور بزرگانی چون استاد علی گلزاری، دکتر هوشنگ پاکزاد، استاد سیداحمد حسینی نژاد، استاد محمد میرکی و هنرمندان و شاعران دیگر شهر و میهمانانی از دیگر نقاط منطقه، بدون هیچ امیدی به مسئولان شهر آغاز کرد و با برگزاری بیش از یکصد جلسه در وزوان و شهرها و روستاهای دیگر منطقه، تنها نشست صمیمانهای بود که بدون جهتگیریهای یکسویهنگرانهی حاکم در منطقه، توانسته بود انسجام خود را حفظ کند و حتی مسئولان شهرها و روستاهای مختلف منطقه را به نشستهای خود جذب کند.
انجمنی که علیرغم تمام ناملایمات، در بارورتر کردن فضای ادبی و فرهنگی منطقه تا حدود زیادی تأثیرگذار بود. و توانست در طول فعالت خود شاعران توانمندی را وارد عرصهی ادبیات منطقه کند. و اگرچه مسئولان مرکز بخش، تمام تلاششان را برای مصادرهی انجمن ادبی وزوان به سود خود و به نام شهر میمه کردند، اما این انجمن همواره با قدرت به مسیر خود ادامه میداد. و حتی پس از اقدام مسئولان شهر میمه برای برگزاری مستقل انجمن وصال، این انجمن بدون یاری مسئولان شهر، حیات ادبی خود را پی گرفت.
هرچند مسئولان مرکز بخش در قدردانی از شعرا و هنرمندان شهرشان، از هیچ کوششی دریغ نکرده و حتی میراث فرهنگی بخش، حمام تاریخی میمه را برای برگزاری جلسات مستمر انجمن وصال در اختیارشان گذاشت، اما از این سو مسئولان شهر وزوان جز یکی دو مرتبه که آن هم برای پر کردن برنامههای فرهنگیشان در ایام خاص بود، هیچگاه با انجمن ادبی سعدی همکاری لازم را نداشتند و حتی حاضر نبودند در جلسات این انجمن شرکت کنند و اگر میآمدند هم با جدا نشستن از هم، اختلافشان را به رخ میهمانان غیربومی میکشیدند.
گاهی هم اگر خودشان را برای همکاری با این انجمن، پیشقدم نشان میدهند، و برای خالی نبودن عریضه، در جلسات منطقهایشان قول برگزاری جلسات شب شعر را میدهند، در عمل، حاضر به همکاری کامل با اعضای انجمن نیستند و تنها هدفشان بهره برداری گروهی و حزبی از فضای این انجمن است. همان بهره برداریهای که پیش از این از تجمعات دیگر مردم کردهاند و گاه به اهداف خود هم رسیدهاند. و این حقیقت تلخی است که مسئولان شهر وزوان جز معدودی، هیچگاه ارزشی برای هنرمند و فعال فرهنگی و هنری و ادبی قائل نبودهاند و اگر به دید تمسخر به ایشان ننگریسته باشند، حرمتی هم برایشان قائل نشدهاند.
جای تأسف است که برای دعوت شدن به انجمن و بهرهبرداری از فضای آن، حاضرند لیست اسامی خودشان و دوستان نزدیکشان را هم به انجمن دیکته کنند، اما هنگام عمل، حاضر به اختصاص مکانی برای برگزاری جلسات آن نیستند. اتفاق زشت و تأسف برانگیزی است که هنرمندان و شاعران شهر، برای برگزاری یک نشست چندین و چندساله، حتی با هماهنگی قبلی با مسئولان شهرستان، حق حضور در کتابخانهی عمومی شهر را نداشته باشند.
آقایان مسئول! چه بلایی بر سر این شهر آوردهاید که امروز تنها انجمن ادبی شهر، با این سابقه و میزان فعالیت، برای برگزاری یک نشست ماهیانه، آن هم نشستی که با درخواست مستقیم خود شما قرار بوده برگزار شود، مکان مشخصی را در اختیار ندارد؟ یعنی شما واقعاً توان اختصاص یک مکان ثابت را برای برگزاری نشستهای ادبی هنری ندارید؟ پس کجا میبرید بودجههایی را که با عنوان بودجهی فرهنگی و بودجهی خانهی فرهنگ و فلان و بیسار دریافت میکنید، یا در جلساتتان تصویب میکنید؟ هیچگاه چشم امید اعضای این انجمن به شما نبوده است اما شما هم هیچگاه آنقدر که ادعا میکردید، قدر هنرمندان و فعالان فرهنگی و هنری شهرتان را ندانستید و جز سنگاندازی در مسیر فعّالیت ایشان، هیچ کار دیگری نکردید.
در شهری که اتباع افغانستانی، بدون دربدری در این اداره و آن اداره، اجازهی برگزاری جلسات منظم دارند، اما هنرمندان و فرهنگیان شهر ندارند، شما به عنوان مسئول چه کارآیی خاصی دارید؟ شما به چه درد این شهر خوردهاید؟ حتماً باید پای تقدیر از خودتان در میان باشد که اجازهی فعالیت به گروههای فرهنگی و هنری بدهید؟ آقایان محترم! شرمآور است که وقتی پای جلسات گروههای دیگر در شهر به میان میآید، همهی شهر را قُرُق میکنید و حتی همین کتابخانهی عمومی که امروز مسئولش در آن را به روی هنرمندان شهر باز نمیکند، بدون هیچ مجوزی، آن هم در روز تعطیل، به رویتان باز است، اما هنرمندان این شهر باید برای برگزاری جلساتشان دربدر شاهین شهر و اصفهان باشند و دست آخر با بیحرمتی با ایشان برخورد شود! چه کردهاید که امروز هیچ کس برای هنرمندان شهرتان، ارزش قائل نیست؟
آقایان مسئول! دست بردارید از این بیتفاوتی بیحدّ و مرز، و به جای دعوا کردن با هم و درگیری بر سر منافع شخصی و گروهیتان، قدری به شهر و مردم شهر و وضعیت هنر و فرهنگ شهرتان توجه کنید. به خدا قسم این مردم لیاقتشان این نیست. به خدا قسم شما بیش از این حرفها به این شهر و مردمش مدیون هستید. به جای سوزاندن بودجههای فرهنگی و هنری شهر در مکانهایی که یا درِ آن بسته میماند، یا با زد و بند تبدیل میشود به میدان ندانمکاری شما، کاری بکنید که چهار صباح دیگر از شما به نیکی یاد شود.
جلسات انجمن ادبی سعدی را همانند قبل، به آسانی میتوان در منزل شخصی اعضا برگزار کرد. اما این اتفاق خوبی برای شما مسئولان شهر وزوان نخواهد بود و شما باید از چنین اتفاقی شرمنده باشید، نه هنرمندانی که هیچ تکیهگاهی جز مردم و خودشان ندارند.
موضوعات مرتبط: ادبیات ، وزوان-میمه ، فرهنگ
در قرن هجدهم زمانی که انگلیس، هند را به استعمار خود درآورده بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و دولت برای مدیریت این شرایط تصمیم گرفت برای هر مار مردهای که مردم تحویل میدهند، جایزه نقدی به آنها پرداخت کند.
تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مرده زیاد به دولت، بسیار موفق به نظر میرسید و به نظر میآمد که در طول زمان تعداد مارها کمتر خواهد شد. اما در نهایت تعجب تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند روز به روز بیشتر میشد. دولت از پیامد این کار غافل شده بود. چرا که بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند. البته این آخر ماجرا نبود.
دولت اعلام کرد که دیگر برای مارهای کبری جایزه نمیدهد. مردم شهر هم که متوجه شده بودند پرورش مار دیگر برای آنها سودی ندارد، هر کدام مارهای خود را در هر طرف شهر به حال خود رها کردند. بنابراین جمعیت مارهای کبری افزایش پیدا کرد و وضعیت از حالت اولیه نیز بدتر شد.
از این پدیده در علوم سیاسی و اقتصادی به نام "اثر کبری" یاد میشود که در آن نداشتن افق تصمیمگیری مناسب برای بکارگیری راهحل یک مساله، به شدت آن اضافه کرده و عواقب ناخواسته یا پیشبینی نشدهای به همراه خواهد داشت.
تاکنون نمونههای بسیاری از این گونه تصمیمها توسط مدیران و دولتمردان کشور در عرصههای مدیریتی و سیاسی و اقتصادی گرفته شده است.
موضوعات مرتبط: ديگر نوشت
.: Weblog Themes By Pichak :.
