انجمن ادبی سعدی وزوان کار خود را از سال ۱۳۹۰ با حضور بزرگانی چون استاد علی گلزاری، دکتر هوشنگ پاکزاد، استاد سیداحمد حسینی نژاد، استاد محمد میرکی و هنرمندان و شاعران دیگر شهر و میهمانانی از دیگر نقاط منطقه، بدون هیچ امیدی به مسئولان شهر آغاز کرد و با برگزاری بیش از یکصد جلسه در وزوان و شهرها و روستاهای دیگر منطقه، تنها نشست صمیمانهای بود که بدون جهتگیریهای یکسویهنگرانهی حاکم در منطقه، توانسته بود انسجام خود را حفظ کند و حتی مسئولان شهرها و روستاهای مختلف منطقه را به نشستهای خود جذب کند.
انجمنی که علیرغم تمام ناملایمات، در بارورتر کردن فضای ادبی و فرهنگی منطقه تا حدود زیادی تأثیرگذار بود. و توانست در طول فعالت خود شاعران توانمندی را وارد عرصهی ادبیات منطقه کند. و اگرچه مسئولان مرکز بخش، تمام تلاششان را برای مصادرهی انجمن ادبی وزوان به سود خود و به نام شهر میمه کردند، اما این انجمن همواره با قدرت به مسیر خود ادامه میداد. و حتی پس از اقدام مسئولان شهر میمه برای برگزاری مستقل انجمن وصال، این انجمن بدون یاری مسئولان شهر، حیات ادبی خود را پی گرفت.
هرچند مسئولان مرکز بخش در قدردانی از شعرا و هنرمندان شهرشان، از هیچ کوششی دریغ نکرده و حتی میراث فرهنگی بخش، حمام تاریخی میمه را برای برگزاری جلسات مستمر انجمن وصال در اختیارشان گذاشت، اما از این سو مسئولان شهر وزوان جز یکی دو مرتبه که آن هم برای پر کردن برنامههای فرهنگیشان در ایام خاص بود، هیچگاه با انجمن ادبی سعدی همکاری لازم را نداشتند و حتی حاضر نبودند در جلسات این انجمن شرکت کنند و اگر میآمدند هم با جدا نشستن از هم، اختلافشان را به رخ میهمانان غیربومی میکشیدند.
گاهی هم اگر خودشان را برای همکاری با این انجمن، پیشقدم نشان میدهند، و برای خالی نبودن عریضه، در جلسات منطقهایشان قول برگزاری جلسات شب شعر را میدهند، در عمل، حاضر به همکاری کامل با اعضای انجمن نیستند و تنها هدفشان بهره برداری گروهی و حزبی از فضای این انجمن است. همان بهره برداریهای که پیش از این از تجمعات دیگر مردم کردهاند و گاه به اهداف خود هم رسیدهاند. و این حقیقت تلخی است که مسئولان شهر وزوان جز معدودی، هیچگاه ارزشی برای هنرمند و فعال فرهنگی و هنری و ادبی قائل نبودهاند و اگر به دید تمسخر به ایشان ننگریسته باشند، حرمتی هم برایشان قائل نشدهاند.
جای تأسف است که برای دعوت شدن به انجمن و بهرهبرداری از فضای آن، حاضرند لیست اسامی خودشان و دوستان نزدیکشان را هم به انجمن دیکته کنند، اما هنگام عمل، حاضر به اختصاص مکانی برای برگزاری جلسات آن نیستند. اتفاق زشت و تأسف برانگیزی است که هنرمندان و شاعران شهر، برای برگزاری یک نشست چندین و چندساله، حتی با هماهنگی قبلی با مسئولان شهرستان، حق حضور در کتابخانهی عمومی شهر را نداشته باشند.
آقایان مسئول! چه بلایی بر سر این شهر آوردهاید که امروز تنها انجمن ادبی شهر، با این سابقه و میزان فعالیت، برای برگزاری یک نشست ماهیانه، آن هم نشستی که با درخواست مستقیم خود شما قرار بوده برگزار شود، مکان مشخصی را در اختیار ندارد؟ یعنی شما واقعاً توان اختصاص یک مکان ثابت را برای برگزاری نشستهای ادبی هنری ندارید؟ پس کجا میبرید بودجههایی را که با عنوان بودجهی فرهنگی و بودجهی خانهی فرهنگ و فلان و بیسار دریافت میکنید، یا در جلساتتان تصویب میکنید؟ هیچگاه چشم امید اعضای این انجمن به شما نبوده است اما شما هم هیچگاه آنقدر که ادعا میکردید، قدر هنرمندان و فعالان فرهنگی و هنری شهرتان را ندانستید و جز سنگاندازی در مسیر فعّالیت ایشان، هیچ کار دیگری نکردید.
در شهری که اتباع افغانستانی، بدون دربدری در این اداره و آن اداره، اجازهی برگزاری جلسات منظم دارند، اما هنرمندان و فرهنگیان شهر ندارند، شما به عنوان مسئول چه کارآیی خاصی دارید؟ شما به چه درد این شهر خوردهاید؟ حتماً باید پای تقدیر از خودتان در میان باشد که اجازهی فعالیت به گروههای فرهنگی و هنری بدهید؟ آقایان محترم! شرمآور است که وقتی پای جلسات گروههای دیگر در شهر به میان میآید، همهی شهر را قُرُق میکنید و حتی همین کتابخانهی عمومی که امروز مسئولش در آن را به روی هنرمندان شهر باز نمیکند، بدون هیچ مجوزی، آن هم در روز تعطیل، به رویتان باز است، اما هنرمندان این شهر باید برای برگزاری جلساتشان دربدر شاهین شهر و اصفهان باشند و دست آخر با بیحرمتی با ایشان برخورد شود! چه کردهاید که امروز هیچ کس برای هنرمندان شهرتان، ارزش قائل نیست؟
آقایان مسئول! دست بردارید از این بیتفاوتی بیحدّ و مرز، و به جای دعوا کردن با هم و درگیری بر سر منافع شخصی و گروهیتان، قدری به شهر و مردم شهر و وضعیت هنر و فرهنگ شهرتان توجه کنید. به خدا قسم این مردم لیاقتشان این نیست. به خدا قسم شما بیش از این حرفها به این شهر و مردمش مدیون هستید. به جای سوزاندن بودجههای فرهنگی و هنری شهر در مکانهایی که یا درِ آن بسته میماند، یا با زد و بند تبدیل میشود به میدان ندانمکاری شما، کاری بکنید که چهار صباح دیگر از شما به نیکی یاد شود.
جلسات انجمن ادبی سعدی را همانند قبل، به آسانی میتوان در منزل شخصی اعضا برگزار کرد. اما این اتفاق خوبی برای شما مسئولان شهر وزوان نخواهد بود و شما باید از چنین اتفاقی شرمنده باشید، نه هنرمندانی که هیچ تکیهگاهی جز مردم و خودشان ندارند.
موضوعات مرتبط: ادبیات ، وزوان-میمه ، فرهنگ
اتّحاد و همدلی. واژههایی که سالهاست، در منطقهی ما، بیش از همه از سوی مسئولان و فعالان فرهنگی، به ویژه مسئولان دو شهر میمه و وزوان به بدترین نحو به سخره گرفته شده. و هر گاه از این میانه یکی پیشقدم میشود تا به این دو واژه حیاتی مجدد ببخشد، او را هم به بدترین شکل ممکن مورد تهمت و توهین قرار میدهند.
تصور یک منطقه یا بر اساس معیار این چند سال، شهرستان، بدون همدلی و همراهی مردم و مسئولان دو شهر همجوار وزوان و میمه تصوری باطل است. و مسئولان این دو شهر، خصوصاً مسئولان مرکز بخش، اگر نیتشان پیشرفت منطقه است، باید کم کم دست از توهمات یکسویهنگرانهشان دست بردارند و در کنار هم بودن این دو شهر را بپذیرند.
مردم این بخش، در دهههای اخیر پایمال خودخواهیهای عدهای معدود شدهاند که با سودای حل مشکلات مردم، رأی ایشان را از آن خود ساختهاند و بدون در نظر گرفتن اوضاع بحرانی شهرها و روستاهای منطقه، با دامن زدن به اختلافات محلی و منطقهای، عرصه را بر مردم تنگ کرده و آنها را به مهاجرت از سرزمین آبا و اجدادی خود واداشتهاند.
مهاجرت گستردهی جوانان و نخبگان شهرها و روستاهای بخش به شهرستانهای اطراف چیزی نیست که کسی از آن اطلاع نداشته باشد و آنهایی هم که ماندهاند به نحوی توان و فرصت مهاجرت را نیافتهاند. وگرنه این بخش با این مسئولان و این امکانات، دیگر جایی برای ماندن نیست.و آنقدر این آش شور شده است که حتی اتباع افغانستانی فعال در منطقه هم زن خانوادههای خود را به مرکز شهرستان میفرستند تا رفاه لازم را داشته باشند.
شاهین شهر و گلپایگان از دو سوی در حال جذب نیروی جوان و فعال بخش ما هستند و مسئولان ما هنوز بر سر موضوعاتی دست و گریبانند که در هیچ جای دنیا خریداری ندارد.مسئولان ما هنوز نتوانستهاند چیزی جز جیب و جام خود را در نظر بگیرند و وقتی برای رسیدگی به مردم ندارند.
فرزندان و خانوادههای خود را راهی مرکز شهرستان می کنند تا به خیال خودشان در بهترین مدارس تحصیل کنند و از بهترین امکانات بهره ببرند و خودشان در پس پردهی واژهی خوش آب و رنگ «اتّحاد» مردم را به جان هم میاندازند.
این بخش تا زمانی که دو شهر وزوان و میمه، باور نکنند که باید با هم یکی باشند و به هر بهانهای به جان نام و نان هم نیفتند، حتی اگر نام شهرستان را هم به خود بگیرد، باز هم تغییری نخواهد کرد چرا که سالهاست مردم شهرها و روستاهای آن، راه فرار از آن را به خوبی آموختهاند. و فرمانداری، تنها بازار مکارهای خواهد شد برای عدهای معدود که نان نام آن را میخورند.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان , وزوان و میمه , تاریخ , فرهنگ
❑ شهرستان شدن بخش همیشه محروم میمه، با تمام آیندهای که میتوان برای دوران پس از ارتقای یک بخش به ذهن آورد، میتوانست خبر شیرینی باشد، اگر با خودسری و یکجانبه نگری مسئولان مرکز بخش همراه نمیشد.نگاه محدودی که جز نابودی بیش از پیش این بخش، چیزی را به ارمغان نخواهد آورد.
❑ در سالهای اخیر، مسئولان مرکز بخش، با گسترش روزافزون نگاه یکسویهی خود، ذره ذره و قدم به قدم، شرایط را به سمتی پیش بردهاند که مردم شهرها و روستاهای اطراف، رفتن به امید رفاه و آسایش را به سکونت در منطقه ترجیح دهند.به نحوی که این روزها حتی اقشار پا به سن گذاشته هم دل ماندن در این تنگنا را ندارند.
❑ نگاهی گذرا به وضعیت شهرها و روستاهای اطرافمان، نشان میدهد که مسئولان شهر میمه، به عنوان مرکز بخش، در دهههای اخیر، آنطور که ادّعا میکنند، از پس وظایف خود برنیامدهاند و حضورشان در این عرصه، جز تخلیهی جمعیتی منطقه، دستآورد دیگری نداشته است.این بی کفایتی، حتی دامان شهر میمه را هم گرفته و دو شهر اصلی این بخش، عملاً به پایگاهی برای اتباع افغانستانی تبدیل شده است.
❑ تعصّب کورکورانهای که موجب شده است، تعداد معدودی در این بخش، به عنوان مسئول، شهرها و روستاهای محروم اطراف خود را نادیده بگیرند و به شیوههای مختلف، مردم را از داشتن امکانات محروم کنند، نمیتواند امتیازی برای پیشرفت میمه چه به عنوان شهر و چه به عنوان مرکز شهرستان باشد.گویا مسئولان این بخش هنوز به این باور نرسیدهاند که شهر میمه به عنوان مرکز بخش، حتی با گرفتن فرمانداری، بدون نگاه عادلانه به شهرها و روستاهای همجوارش، نمیتواند بقای خود را تضمین کند.
❑ گریز از پذیرش و باور به قابلیتهای شهر و مردم وزوان و روستاهای اطراف، در توسعهی این بخش به دلایل واهی، حتی اگر با جدا شدن جوشقانقالی به امید مرکز بخش شدن، از کاشان و الحاق به این بخش همراه باشد، مانعی در راه نابودی بیش از پیش این منطقه ایجاد نخواهد کرد.مسئولان این بخش، بدون توجه به نزدیکی منطقه به شاهینشهر و گلپایگان از دو سو، سالهاست این منطقه را به مکانی نامناسب برای زندگی تبدیل کردهاند.ادامه دارد....
پی نوشت:
عنوان نوشته، نام کتابی است از علی شفیعینیکآبادی، در تاریخ و فرهنگ شهر جرقویه.
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان , وزوان و میمه , تاریخ , فرهنگ
در فروردین ماه سال ۹۳ با بازگشایی درب قنات وزوان به روی بازدیدکنندگان داخلی و گردشگران خارجی، بابی تازه در امور فرهنگی و تاریخی منطقه باز شد.در مدتی کوتاه بیش از ۳۲۰۰ نفر از این اثر تاریخی بازدید کردند که در میان آنها دو تیم از گردشگران خارجی حضور داشتند.اتفاقی که در منطقه بی سابقه بود و می توانست شروعی باشد برای معرفی سایر ابنیهء تاریخی منطقه در سطوح داخلی و حتی خارجی.
این اتفاق اما با عکس العملهایی عجیب از سوی مسئولین شهر مجاور همراه بود.این کار با هجوم وحشیانهء تعدادی افراد ناشناس به ورودی قنات و آتش زدن کانکس مستقر در محل و تخریب اموال شهرداری وزوان آغاز شد.
اما کار به همینجا ختم نشد و در اقدامی عجیبتر، توسط نیروهای شهرداری میمه، شبانه مسیر تردد به ورودی قنات تخریب و مسدود شد.و پس از انتشار خبر این اتفاق در رسانههای مختلف، محمدرضا اسد عضو شورای شهر میمه، عبدالرضا شیبانی مدیر سایت صبح میمه و تعدادی دیگر از مسئولین شهر مجاور، در اقدامی تأمل برانگیز تمام اتفاقات روی داده را تکذیب کردند.
سهل انگاریهای پی در پی مسئولین شهر وزوان خصوصاً شورای شهر، در پاسخگویی قانونی به تجاوزات و تخریبهای صورت گرفته، موجب شد که ماجرا آرام آرام به سمت حاشیه کشانده شود و هر سال از سوی ساکنان شهر مجاور اتفاقاتی مشابه، برای مسکوت گذاشتن پروندهء قنات وزوان صورت گیرد.اتفاقاتی نظیر آتش زدن تابلوهای راهنما و درب ورودی قنات در اواخر سال گذشته و کندن درب ورودی و تخریب محوطهء ورودی قنات در روز گذشته.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
قنات وزوان که علاوه بر مسدود شدن رشته های مختلف آن در شهر مجاور، طی سالهای اخیر همواره از سوی همسایگان خود مورد تحریف رسانهیی قرار گرفته و مشخصات آن به نام و کام قناتهای بیر و مزدآباد میمه محسوب شده، شاید تنها سند زندهء تاریخ منطقهیی است که به نام میمه خوانده می شود.
آذرماه سال ۹۲ نخستین همایش منطقهای قنات، با حضور مهندس غرضی، در دانشگاه آزاد میمه برگزار گردید تا بیش از همه قنات مزدآباد میمه به حاضرین معرفی شود.
این همایش هرچند بیش از آن که به مبحث قنات مربوط باشد بهانهیی بود برای حضور مهندس غرضی و رونمایی از رشتهء نفتی دانشگاه آزاد میمه، شروع خوبی بود برای معرفی قنوات منطقه در سطح کشوری.
در طول برگزاری همایش، تنها خانم صفاری در مقاله اش با عنوان "سد زیرزمینی و مدیریت منابع آب در قناتها"، در مورد پیشینهء سدّ قنات وزوان سخن گفت.
پیرو اتفاقات عجیب همایش، در اقدامی غیر منصفانه، اسناد و تصاویری که توسط دست اندرکاران قنات وزوان به برگزارکنندگان همایش ارائه شده بود، مسکوت ماند و حتی بروشورهای مربوط به معرفی قنات وزوان که بین حاضرین پخش شده بود، توسط یکی از دوستان میمهیی جمع آوری گردید تا مبادا حاضرین از مشخصات خاص این قنات آگاه شوند.
حتی علیرغم وعدههایی که مسئولین دانشگاه پیرامون نمایش تصاویر مربوط به قنات بزرگ وزوان داده بودند مشخص نشد تحت چه سفارشی این اتفاق هم نیفتاد و کلکسیون افتخارات دوستان میمهیی در این زمینه تکمیل شد.
شاید بتوان گفت که یکی از حواشی مهم این همایش عدم حضور محسن فخریان در سالن بود.کسی که بیشترین تلاش را برای معرفی قناتهای شهر میمه در سالهای اخیر بر عهده داشتهست.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
بستن رشتههای اصلی قنات وزوان و پنهان کردن حلقه چاههای آن از بالا دست آخرین چاه مورد ادّعای مسئولین شهر مجاور که به زعم ایشان مادرچاه قنات بزرگ وزوان است، حکم پنهان کردن آتش زیر خاکستر را داشته.چرا که در سالهای اخیر، گه گاه با فروکش کردن زمینهای روی این قنات به خاطر عدم رعایت حریم قانونی، و موارد ایمنی در این حریم، کار را کمی برای منکرین طول این قنات دشوار نمودهست.
در سالهای ۱۳٨۷ و ۱۳٨٨ این قنات چند مرتبه در مسیر خود در شهر میمه فروکش کرد. در فروردین ٨٨ با فروکش کردن یکی از رشتههای این قنات در کنار مدرسهء راهنمایی پروین میمه، خبری روی وبلاگ خبرگزاری فارس میمه قرار گرفت که در آن محسن فخریان از قول اسفندی عضو شورای شهر میمه مدعی شد که قنات وزوان از زمینهای میمه و زیر تعداد زیادی از خانههای مسکونی می گذرد.این عضو شورای شهر میمه با کتمان تجاوزات گستردهء ساکنین شهر به حریم قنات بدون در نظر گرفتن موارد شرعی و حقوقی آن، توپ را به میدان شورای کشاورزی وزوان انداخت.
http://meymehfarsnews.blogfa.com/post-103.aspx
اسفندی در اظهار نظری مضحک مدعی شده بود که "متصدیان این قنات در بخشهایی از کانال و آب انبارهای ایجاد شده اقدام به ایجاد سدّ زیرزمینی نمودهاند و بالا آمدن سطح آب و عقب زدن آن باعث ریزش اطراف میله چاههای قنات وزوان و در نتیجه فروکش کردن آن شده".در صورتی که سیستم ذخیرهء آب تایید شده توسط کارشناسان ژاپنی، در این قنات از اختصاصات تاریخی آن است و داشتن سدّ و دریاچهء زیرزمینی پشت آن، این قنات را در جهان منحصر به فرد کردهست.
در اواخر سال گذشته نیز در قسمتی دیگر از شهر میمه و در اطراف سازمان آب، با فروکش کردن سقف یکی دیگر از رشتههای قنات وزوان که به اذعان شاهدین عینی همچنان پرآب است، باب تازهیی در مبحث تجاوزات همسایگان این قنات به حریم آن باز شد و حلقهء پنهان شدهء دیگری از این زنجیرهء گسترده نمایان شد.رشتهیی که دوستان میمهیی همچنان قصد پنهان ماندن آن را دارند.و حتی یکی از اعضای شورای شهر میمه پس از حضور در محل و مشاهدهء حضور تعدادی از مردم وزوان، با بی شرمی تمام فرموده بودند که برای بررسی آن نقطه از قنات، مردم وزوان باید سر بدهند و مدعی شده بودند که اگر اجازهء حفر چاه آب را به مردم وزوان نداده بودند بودند، مردم وزوان از تشنگی تلف شده بودند!
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
این که در مطالب گذشتهء کانال حول محور قنات بزرگ وزوان، صحبت از سهل انگاریهای گذشتگان در مقابل تجاوزات گسترده به حریم این اثر زندهء تاریخی شد، دال بر صحت و سلامت کاری دست اندرکاران حاضر در این امر نیست. اما حق این است که هر کسی را در جایگاه خود مورد بازخواست قرار دهیم. چه حاضر و چه غایب.
ما نیز همانند روشنفکران منطقه بر این عقیدهایم که در دورهء حاضر با عنایت به پیشرفتهای روزافزون علم و فنّاوری، اختلافات بی دلیل و خصومتهای فرقهیی و منطقهیی محلّی از اِعراب ندارد،اما این مهم نمی تواند سکوت در مقابل تضییع حقوق مالکان قنات بزرگ وزوان و عواقب گستردهء آن را توجیه کند.
دوستانی از شهر مجاور، بدون در نظر گرفتن تجاوزات دامنه دار دهههای اخیر به قنات وزوان و بهره برداری از آب فراوان آن از سوی همشهریانشان، دم از تنویر افکار عمومی می زنند و مدعی هستند که قنات وزوان، جز همان ۱٨۰۰ متری که در سندسازیهای ریز و درشتشان نمودهاند نیست.و بر باطل خود سخت استوارند.
درد اما از دوستان داخلیست است که با چشم بستن بر مشاهدات خودشان در دهههای گذشته و وقوف بر این تجاوزات، شانه به شانهء حریف قدم می زنند و ما را به سکوت می خوانند.
چه بخواهیم و چه نخواهند، و علیرغم نظر عدهیی که تنها خشکسالی را دلیل کم شدن آب قنات بزرگ وزوان می دانند، این قنات، شاهرگ حیاتی کشاورزی شهر وزوان بوده و هست و جدای از مباحث تاریخی آن، جز در شهر وزوان و جز به دست مالکان خود، برای هیچ کس و در هیچ جا نباید حق انتفاعی داشته باشد و عزیزانی که تا به امروز در شهر مجاور از آب آن بهره برده اند و عزیزانی که این حق را برای ایشان تعریف کردهاند باید در جایگاه خود پاسخگو باشند.حتی اگر وبلاگ خود را با تمام اهانتهایی که در آن بوده حذف کرده باشند.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
اگر به حدود پنجاه شصت سال پیش برگردیم و اوضاع اقتصادی وزوان آن روزها را مورد بررسی قرار دهیم، اقتصادی پویا را خواهیم یافت با قدرت صادرات بالا که به قول عباسعلی پاکزاد در پایان نامهء دورهء کارشناسیش حتی فرش دستباف زنان آن به کشورهای خارجی هم صادر می شدهست.اما در این میان همیشه عدّهیی چه در داخل و چه بیرون از وزوان، با توجه به منافع شخصی و گروهیشان موجبات عقبرفت این شهر را فراهم آورده اند.
افرادی که موجبات گسترش اختلافات محلی و منطقهیی را آرام آرام فراهم آوردند و بانی گسترش مهاجرت مردم شهرها و روستاهای منطقه، به شهرهای دور و نزدیک شدند.افرادی که هنوز هم پیشرفت منطقهء میمه و شهرها و روستاهای آن را به سود خود نمی بینند.
کاهش جمعیت منطقه دلایل فراوانی دارد که یکی از آنها نبود اشتغال مناسب برای جوانان جویای کار است.یکی از مهمترین زمینههای اشتغال در منطقهء میمه و به شکلی خاص شهر وزوان، کشاورزی است که به تَبَع آن زمینههای دیگری چون دامپروری و تولید محصولات دامی و لبنی نیز ایجاد می شود.
قنات بزرگ وزوان که زمانی با آبدهی بالا زمینهء فعالیتهای کشاورزی و ایجاد اشتغال در این شهر را به خوبی فراهم آورده بودهست با سهل انگاریهای هدفمند برخی بزرگان و مسئولان منطقه و شهر وزوان و بر اثر برداشتهای فراوان آب آن در شهر مجاور، امروزه این توانایی را تا حدود زیادی از دست دادهست.
با کاهش روز به روز آب این قنات و در کنار آن بی تدبیری دست اندرکاران امر کشاورزی در دهههای اخیر، صنعت کشاورزی و دامپروری شهر وزوان آهسته آهسته رو به رکود گذاشت و با کوتاه کردن دست مالکان از زمینهایشان در سالهای گذشته به بدترین وضع ممکن رسیدهست.
رکود صنعت کشاورزی و سنگ اندازی در مسیر جوانانی که علیرغم وضع اسفناک اقتصاد شهر و منطقه میل به سرمایه گذاری در این مسیر دارند، شهر را آرام آرام به سمت تخلیهء جمعیتی سوق می دهد.اتفاقی که تنها و تنها به سود شهرهای اطراف است که از این جمعیت فعال در پیشبرد روز به روز خود سود می برند.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
گویش مردم وزوان که برگرفته از زبانهای باستانی ایران و بیش از همه زبان اوستایی است، غنای تاریخی این سرزمین را به خوبی نشان می دهد.اگر تنها همین داشتهء کهن را هم در نظر بگیریم و از دیگر نمادهای کهن این شهر چشم پوشی کنیم، به آسانی می توانیم تاریخ این سرزمین را پیش روی خود تصویر کنیم.گویشی که با وجود ناملایمات فراوان، همچنان زنده و پویاست.
سالیانی دور در این سرزمین مردمانی متمدن می زیسته اند که به هنرهایی چون سفالگری، کشاورزی، معماری و .... آراسته بودهاند.کشف ظروف و کوزههای سفالین در قسمتهای شمالی شهر و اطراف تپّهء موسوم به قلعهء گبرها، کشف لولههای سفالین در اطراف قلعهء گبرها که نشان از وجود سیستم آبرسانی پیشرفتهای در این منطقه داشته و حفر قناتی عظیم به طول بیش از ۴۰ کیلومتر که از دامنهء کوههای اطراف جوشقان قالی آغاز شده است، همه و همه از مردمانی خبر می دهند که زمانی دور در این سرزمین می زیسته اند.
وجود خرابههای مربوط به قلعهء گبرها و آثار باقی مانده از آتشکدهء زردشتیان در اطراف این قلعه، وجود آثار باقی مانده از دیوارهای مخروبه در زمینهای کشاورزی غرب و شمال غربی و جنوب غربی شهر وزوان نمودهایی است از سرزمینی که زمانی با پشتوانهء قدرت حکومتی مرکزی، شاید شانه به شانهء تمدنهای کهن این مرز و بوم می زدهاند.
بی تردید وجود قنات بزرگ وزوان، که در سه رشتهء اصلی و شاید چندین رشتهء فرعی، سرزمینهای شمال، شمالغرب و شمالشرق وزوان را که بی شک در زمان حفر این قنات، بیابانهایی خالی از سکنه بوده، گفتهها و نوشتههای تاریخی این منطقه را تغییر خواهد داد.قناتی که همیشه دستخوش بی مهری فراوان دوست و دشمن بوده و امروز آب آن پیش از رسیدن به زمین مالکانش، پامال کینههای ساکنان شهر مجاور می شود.
قنات بزرگ وزوان، که در زمانی نه چندان دور، با خروجی آب ۱۵۰ لیتر در ثانیه، بیش از ۲۰۰ هکتار زمین کشاورزی را سیراب می نموده، امروزه با بی تفاوتی و سهل انگاریهای مسئولین شهر، خروجیش به ۲۵ لیتر در ثانیه رسیدهست.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
روز دوشنبه چهاردهم تیر سال ٨۹ محسن فخریان در وبلاگ شخصیش مطلبی را از وبلاگ دوست خبرنگارشان سعید زارعیان نقل کرد.در این نقل قول که عیناً قسمتهایی از متن کتاب معینیان و بهنیا بود، از قول سعید زارعیان کلمه به کلمهء نوشتهء بهنیا در مورد قنات وزوان را به فردی به نام پاسکال و با عنوان کارشناس یونسکو منسوب کرده بودند که ظاهراً پس از بازدید از قنوات میمه آن را ایراد نموده بودند.
البته برای خالی نبودن عریضه و سرپوش گذاشتن روی تحریف شسته رفتهشان، بزرگوارانه نام قنات وزوان را هم در کنار قنات میمه ذکر کرده بودند.در صورتی که بر خلاف ادعای ایشان و محمدتقی معینیان، هیچ نامی از میمه و قناتهای منحصر به فردش در کتاب بهنیا نیامده و تنها از قنات بزرگ وزوان و سدّ باستانیش یاد شده.مطلبی که با اعتراضات کاربران وزوانی، از وبلاگ سعید زارعیان حذف شد اما محسن فخریان هنوز آن را از روی وبلاگش بر نداشته:
http://mohsenfakhrian.blogfa.com/post-11.aspx
قنات بزرگ وزوان که روزی شاهرگ حیاتی زمینهای وسیع کشاورزی این شهر بوده بیش از این که از سوی همسایگان شمالی وزوان مورد بی مهری واقع شود از مالکان خود صدمه خوردهست.زمانی از یکی از اعضای شورای کشاورزی شهر پیرامون علل سهل انگاریشان در برابر تصرف حریم قنات و مسدود کردن چاههای آن سوال شده بود و ایشان با قیافهیی حق به جانب فرموده بودند که:به قول مرحوم ق.ش ما توان بهره برداری از همین مقدار آبی را هم که برای قناتمان باقی مانده نداریم!
قنات وزوان که با وجود مسدود شدن هر سه شاخهء آن حیات خود را مدیون دریاچهء زیرزمینی پشت سدّش است را باید از شاهکارهای مردمان این سرزمین دانست.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
اقدام محمد تقی معینیان در دستبرد به نوشته های کتب مختلف و حتی ذکر بخشی از سفرنامهی ابن بطوطهی مراکشی در وصف میمه، که در اصل پیرامون اشترگان بوده ویاد کردن از قنات میمه از زبان ابن بطوطه، از دیگر پرده های این نمایش مضحک بود.
در کنار این نویسندهی متعهّد، دیگرانی چون محسن فخریان، عبدالرضا شیبانی، با انتشار و بسط نوشته های وی کار را به جایی رساندند که امر بر عدهیی از دوستان همشهری هم مشتبه شد که منحصر به فرد بودن قنات وزوان تنها به این خاطر است که با داشتن طول ۱٨۰۰ کیلومتری و مادرچاهی به عمق ۱٨ متر به عنوان یک قنات سطحی، آبدهی دارد.
البته نباید از حق گذشت و توپ را به صورت کامل به میدان حریف انداخت.چرا که با واکاوی مشکلات پیش روی قنات تاریخی وزوان، می توان به دستهایی رسید که از سمت خودمان به تخریب و حراج آن دراز شدهاند.شاید بتوان آنهایی را که به عنوان دست اندکاران امر قنات و کشاورزی وزوان، حریم مسلم این اثر تاریخی را به ساکنان شهر مجاور فزوختند و آنها را که در مقابل اینگونه اتفاقات سکوت کردند نیز، در این خیانت شریک دانست.
قناتی که زمانی با سه رشتهء پر آب از سه سمت، گسترهء تاریخی شهر مجاور را به سخره گرفته بود با دوراندیشی متمولین شهر مجاور و سهل انگاری شوراهای کشاورزی ما در دورههای مختلف، امروز هر سه رشته اش را در زیر نازبالش بزرگان شهر میمه مدفون می بیند.
به اسناد نوشتاری پیرامون قنات وزوان که برگردیم، شاید زنده ترین مطلب نوشتهء استاد عبدالکریم بهنیاست که در صفحهء ۱۳۹ کتاب خود قنات سازی و قنات داری، طبق مشاهداتشان در سال ۶٨ مطالبی را پیرامون قنات وزوان، سدّ باستانی و طریقهء بازگشایی دریچه های آن در طول سال ذکر کردهاند.سندی که از دسترد دوستان میمهای دور نماند و آقای فخریان در وبلاگ شخصیشان عیناً نوشتهء استاد بهنیا را از زبان یکی از کارشناسان یونسکو(؟!) و در مورد قنات میمه ذکر کردند.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
مبحث قنات بزرگ و تاریخی وزوان بر خلاف نظر خیلی از همشهریان متجدّدمان، موضوع کوچک و سادهیی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
تجاوزات گستردهء سالهای اخیر مسئولین شهر مجاور و به تبَع آن مردم میمه به حریم این اثر تاریخی ضربات هولناکی به وضعیت کشاورزی مردم وزوان وارد آورده.مسدود کردن مسیر این قنات و تقلیل آن از چهل و پنج کیلومتر به دو کیلومتر را جز با نام خیانت، با نام دیگری نمی توان خواند.
قناتی که علیرغم تمام ضربات وارده همچنان به دلیل خصوصیات خارق العاده اش آب بخشی از زمینهای کشاورزی شهر را تامین می کند و همین مانعی است در مقابل زیاده خواهی های مسئولین شهر مجاور.
مستنداتی که در سالهای اخیر با پشتوانهء نوشتههای افرادی از قبیل محمدتقی معینیان، محسن فخریان، عبدالرضا شیبانی و ... در منطقه ایجاد شد و با سکوت گستردهء مسئولین سیاسی شهر مواجه گردید، یکی از اقدامات برنامه ریزی شده برای تخریب این قنات بود.
ثبت مشخصات منحصر به فرد قنات بزرگ وزوان به نام قنات فراموش شدهء میمه، با جعل و تحریف تاریخی گسترده، حتی همشهریان خودمان را هم به بیراهه کشاند و آنان را به حمله به دروازهء خودی واداشت.
در اولین اقدام، محمد تقی معینیان در کتاب ارزشمندش (؟!)، سدّ ساخته شده از ساروج قنات وزوان را در چند سطر ناقابل به قنات مزدآباد میمه منتقل کرد و حتی برای اثبات غنای تاریخی قناتشان بدون هیچ سندی مدعی شد که نام "مُزدآباد" قبل از حملهء اعراب "اهورا مَزداباد" بوده و توسط اعراب "اهورا" که خدای زردشتیان است از ابتدای آن حذف شده.
وی حتی مدعی شد که دکتر عبدالکریم بهنیا در کتاب خود از قنات میمه به عنوان یکی از ساختههای عجیب دست بشر نام برده است. و برای خالی نبودن عریضه، مقداری از خصوصیات عادی قنات وزوان را نیز در کنار قنات مزدآباد و بیر میمه، ذکر کرد.
ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
قنات وزوان، یکی از منحصر به فردترین قنوات جهان است. با داشتن تنها سدّ زیرزمینی جهان. قناتی که هیچگاه نه از سوی دوست وفا بوده و نه از دشمن.
قناتی که هرچند به ثبت جهانی رسیده است اما روز به روز به سمت نابودی پیش میرود. آن هم تنها نه با خصومت تجاوزگران به حریم آن، که با بیکفایتی مسئولان و دستاندرکاران حوزهٔ کشاورزی شهر وزوان.
قناتی که مسئولان شهر وزوان اگر در ادعای خود صادق باشند، هیچگاه شجاعت آن را نداشتهاند که آنطور که شایسته است، به آن، به عنوان یک جاذبهٔ گردشگری نگاه کنند و همواره از دو سو مورد هجمهٔ بیرحمانه قرار گرفته است تا آرام آرام و هوشمندانه، شاید حتی از لیست آثار جهانی نیز خارج شود.
در سالهای اخیر، مسئولان شهر، توانایی خود را تنها در شعار دادن و حمایت کاذب از این اثر تاریخی به رخ کشیدهاند و حتی بودجهٔ قابل ملاحظهای را که برای مرمت و لایروبی این قنات گرفتند، صرف مرمت و آرایش ساختمانی موسوم به ساختمان پایش قنات کردند. ساختمانی که همواره، حتی وقتی به موزه تبدیل شد، تنها در مواقع ضرور و تنها برای تبلیغ، درِ آن گشوده میشد.
میتوان به صراحت گفت که مسئولان شهر، در سالهای اخیر، علیرغم ادعاهای خود، در تخریب و به حاشیه بردن این اثر خارق العاده، و باز گذاشتن فضا برای تبدیل قنات شهر مجاور به یک جاذبهٔ خاص گردشگری، با مسئولان منطقه و شهرستان، پنجه در پنجه بودهاند و تمایلی به بازگشایی این اثر به روی گردشگران نداشتهاند.
دستاندرکاران حوزهٔ کشاورزی شهر هم که از خدا خواسته، با تصاحب هوشمندانهٔ زمینهای کشاورزی شهر، و اجاره دادن آب و ملک تحت پوشش این قنات، از سکوت مردم و مسئولان به نحو کامل سود بردهاند و به ویرانگران و تجاوزگران به این کاریز ۳۰۰۰ ساله، دست یاری دادهاند.
جمعی که تنها به منافع شخصی و گروهی خود اندیشیدهاند و اجازه دادهاند که مسئولان مرکز بخش، در عین سرپوش گذاشتن بر داشتههای قنات بزرگ وزوان، هر نداشتهای را برای قناتشان ادعا میکردند، فراهم آورند و آن را به جاذبهای خاص تبدیل کنند. و با تبلیغات گستردهٔ رسانهای، بیش از پیش کاریز باستانی وزوان را به سمت فراموشی ببرند.
👈ادامه دارد...!
موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، قنات تاریخی وزوان
برچسب ها: وزوان , قنات تاریخی وزوان , قنات جهانی وزوان , قنات بزرگ وزوان
▫برگزاری #نمایشگاه_کتاب و محصولات و تولیدات محلی شهر، از دیگر برنامههایی بود که به امسال نیز در کانون فرهنگی تربیتی امام خمینی(ره) برگزار گردید.
با این تفاوت که امسال، شهرداری و شورای اسلامی، حضور پررنگتری در برگزاری آن داشتند.
نمایشگاه پنج روزهای که نسبت به سال قبل، با استقبال کمتری مواجه بود.
▫توصیهٔ برخی از فعالان فرهنگی شهر به انتقال این نمایشگاه به مرکز شهر، که با اقبال مسئولان همراه نبود، موجب به حاشیه رفتن نمایشگاه و تعطیلی زودهنگام آن شد.
به نحوی که پیش از تعطیلات پایان هفته و حضور بسیاری از همشهریان غیر ساکن در شهر، نمایشگاه به کار خود پایان داده بود.
▫در حاشیه قرار گرفتن #نمایشگاه_کتاب که شاید یکی از مهمترین برنامههای فرهنگی دههٔ فجر در شهر وزوان بود، موجب شد که جز گروه های دانشآموزی، با استقبال دیگر اقشار همراه نباشد.
که البته از میان این گروهها هم تنها دانشآموزان ونداده با برنامهریزی کامل به نمایشگاه آمده بودند و با خرید کتابهای نفیس نمایشگاه، نشان داده بودند که مردم این روستا هنوز هم بیش از سایر نقاط منطقه به فرهنگ و دانش اهمیت میدهند.
▫این اتفاقات شاید لزوم تجدید نظر مسئولان شهر در نحوهٔ مواجههشان با مناسبتهای فرهنگی و تغییر طریقهٔ برنامهریزی ایشان را نشان میدهد.
واگذاری برنامهها به بخشهای مختلف بدون نظارت جامع و تنها حضور کوتاه فیزیکی در برنامهها برای ثبت حضور، شاید دیگر مانند قبل اثرگذار نباشد.
▫نگاه غیرمسئولانه به دههٔ فجر، ناخودآگاه مردم را به این شائبه دچار میکند که مسئولان شهر، تنها به فکر گذر از این رویداد هستند و تنها برای شانه خالی کردن از بار انتقادات احتمالی، چند برنامهٔ ساده را که مسئولیت چندانی هم برایشان ایجاد نمیکند، در آن میگنجانند، خود در افتتاح آن شرکت میکنند و اگر هزینهای هم لازم باشد، دیگران پرداخت کنند تا آسیبی به بودجههای شهرداری و شورا نرسد.
▫شاید اگر در سالهای آینده، این گونه نمایشگاهها، در مرکز شهر و در مکانی مناسبتر، نسبت به کانون امام خمینی(ره) برگزار شود، و شهرداری و شورای اسلامی شهر، بدون در نظر گرفتن صرفهٔ اقتصادی و با برنامهریزی دقیقتر، توجه بیشتری به نحوهٔ برگزاری آن داشته باشند، بتواند با ارزشگذاری بیشتری از سوی مردم شهر و حتی منطقه مواجه شود.
▫پینوشت:
در جریان برگزاری این نمایشگاه، دانشآموزان روستای ونداده، با حضوری پررنگ و قابل تقدیر، اقدام به خرید نفیسترین و پربارترین کتابهای نمایشگاه کردهند.
نگاه روشن و رو به جلو مردم ونداده و به تبع ایشان، کودکانشان، نشان میدهد که بر خلاف دیگر شهرها و روستاهای منطقه، مردم اهل مطالعهٔ ونداده، برنامهریزی دقیقی برای آیندهٔ خود دارند.
📋کانال وژگوننوشت https://T.ME/Vazhgoon_Nevesht
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ
▫امسال هم به همت شورای شهر، شهرداری و دیگر دستاندرکاران فرهنگی شهر، ویژهبرنامههایی برای گرامیداشت دهۀ مبارک فجر در وزوان، برگزار شد، اما با تمام پیشبینیهای انجام شده، انتقاداتی به مسئولان شهر وارد بود.
انتقاداتی که در چند مقاله، به آن خواهیم پرداخت.
▫برخورد منفعلانۀ مسئولان، با گروههای هنری فعال در شهر، یکی از عجیبترین اتفاقاتی بود که در جریان این برنامهها رخ داد.
سختگیری و به قول مسئولان "پایبندی به قانون" در مقابل یک گروه و باز گذاشتن راه برای فعالیت گروهی دیگر، اتفاقی بود که جز توهین به شعور مردم، نتیجهیی در بر نداشت.
▫در یکی دو سال اخیر، با توجه به نمایشهای برگزار شده در شهر، انتقاداتی را به این گروهها وارد کردیم. انتقاداتی که تنها به محتوای این نمایشها بود و نه به افراد و فعالیتشان.
فعالیتی که امسال با سختگیری بیش از اندازۀ مسئولان و شاید تا حدودی، دلسردی و کوتاهی هنرمندان، با توقف همراه بود.
▫صرف بودجههای فرهنگ شهر، برای دعوت از گروه نمایش غیر بومی، راه سادهیی بود که امسال، شهرداری و شورای اسلامی شهر برای فرار از انتقادات احتمالی در پیش گرفتند.
شاید اگر این هزینه، صرف بهبود فعالیت هنرمندان داخلی و اخذ مجوز برای فعالیت سالم و منسجم آنها میشد، میتوانست سرمایهگذاری خوبی برای آیندۀ هنری شهر باشد.
▫برخورد منفعلانه و به نحوی بازدارنده، با هنرمندان جوانی که در اکثر مواقع، بدون هیچ چشمداشتی، تنها به خاطر مردم شهر، پا به میدان میگذارند و در نهایت، آن گونه که باید و شاید، از ایشان تقدیر نمیشود، و در مقابل، بها دادن به هنرمندان غیر بومی، اتفاق تلخی بود که امسال برای هنر و فرهنگ شهر رخ داد.
▫و از آن تلختر، اتفاقی بود که در روزهای آخر دهۀ فجر رخ داد.
باز گذاشتن راه برای اجرای نمایشی که به هیچ عنوان، ارزش هنری نداشته و همکاری با گروه اجرا کنندۀ آن، برای گرفتن مجوز از ادارۀ ارشاد، تنها به بهانۀ فشار افکار عمومی، نشان داد مسئولان شهر، برنامۀ مشخصی برای بهبود وضعیت فرهنگی و هنری شهر ندارند.
▫شاید استقبال سرد مردم از این نمایشها، پاسخ خوبی بود به بیبرنامگی و کوتاهی مسئولان در مقابل فرهنگ و هنر شهر.
پاسخی که اگر خادمین مردم شهر، به آن توجه نکنند، بی شک در ادامۀ مسیر فعالیت خود در شهر، با مشکلات بیشتری مواجه خواهند بود.
▫با از دست رفتن سرمایههای داخلی، قطعاً هیچ جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت.
همان گونه که با بیتدبیری مسئولان، در چند دهۀ گذشته، بسیاری از سرمایههای فرهنگی و هنریمان را که سالهای سال برای به بار نشستنشان خون دل خورده بودیم، به آسانی از دست دادیم و هیچ فکری برای آفرینش سرمایههای جدید نکردیم.
منبع: کانال وژگون نوشت: https://T.ME/Vazhgoon_Nevesht
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ
اُنظر الی ما قال و لاتنظر الی مَن قال
نگاه كن به آن چه گفته مي شود، نه به آن كه مي گويد
امير مؤمنان علي (ع)
موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ
ادامه مطلب
فراخوان مشارکت در تأسیس شرکت توسعه عمران شهر وزوان
آلبوم ظرفیتهای گردشگری شهر وزوان
ادامه مطلب را فراموش نکنید
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه
برچسب ها: وزوان
ادامه مطلب
راستش اصلا دوست ندارم در مورد میمه بنویسم و میمه ای ها. دوست ندارم بد کسی را بگویم. دوست دارم نقدهایم سازنده باشند و قلمم به دروغ نلرزد.
اما این چند وقت زیاد برخورد داشته ام با کسانی که می گویند عبد الرضا شیبانی در سایت صبح میمه اش نظرات مخالف خودش را تأیید نمی کند و فقط و فقط کارش شده تأیید نظرات کسانی که مجیزش را می گویند.....
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه
برچسب ها: وزوان
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه
ادامه مطلب
کسی که به خود این اجازه را داده باشد تا مدت کوتاهی را در منطقۀ میمه و خصوصاً شهر وزوان سپری کند حتماً به این نکته پی برده و خواهد برد که فضای حاکم بر این منطقه و شهر به نحوی است که عده ای خاص همیشه عهده دار کارهای خطیر و کلیدی اجرایی...
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه
ادامه مطلب
بسیاری از واژه های موجود در فارسی باستان و میانه که بعدها تحت تأثیر الفبا و دستور زبان عربی متروک شدند در وزوانی هنوز زنده اند. از جمله تفاوت هایی که...
موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.
