⁨انجمن ادبی سعدی وزوان کار خود را از سال ۱۳۹۰ با حضور بزرگانی چون استاد علی گلزاری، دکتر هوشنگ پاکزاد، استاد سیداحمد حسینی نژاد، استاد محمد میرکی و هنرمندان و شاعران دیگر شهر و میهمانانی از دیگر نقاط منطقه، بدون هیچ امیدی به مسئولان شهر آغاز کرد و با برگزاری بیش از یکصد جلسه در وزوان و شهرها و روستاهای دیگر منطقه، تنها نشست صمیمانه‌ای بود که بدون جهت‌گیری‌های یکسویه‌نگرانه‌ی حاکم در منطقه‌، توانسته بود انسجام خود را حفظ کند و حتی مسئولان شهرها و روستاهای مختلف منطقه را به نشست‌های خود جذب کند.

انجمنی که علیرغم تمام ناملایمات، در بارورتر کردن فضای ادبی و فرهنگی منطقه تا حدود زیادی تأثیرگذار بود. و توانست در طول فعالت خود شاعران توانمندی را وارد عرصه‌ی ادبیات منطقه کند. و اگرچه مسئولان مرکز بخش، تمام تلاش‌شان را برای مصادره‌ی انجمن ادبی وزوان به سود خود و به نام شهر میمه کردند، اما این انجمن همواره با قدرت به مسیر خود ادامه می‌داد. و حتی پس از اقدام مسئولان شهر میمه برای برگزاری مستقل انجمن وصال، این انجمن بدون یاری مسئولان شهر، حیات ادبی خود را پی گرفت.

هرچند مسئولان مرکز بخش در قدردانی از شعرا و هنرمندان شهرشان، از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ و حتی میراث فرهنگی بخش، حمام تاریخی میمه را برای برگزاری جلسات مستمر انجمن وصال در اختیارشان گذاشت، اما از این سو مسئولان شهر وزوان جز یکی دو مرتبه که آن هم برای پر کردن برنامه‌های فرهنگی‌شان در ایام خاص بود، هیچ‌گاه با انجمن ادبی سعدی همکاری لازم را نداشتند و حتی حاضر نبودند در جلسات این انجمن شرکت کنند و اگر می‌آمدند هم با جدا نشستن از هم، اختلافشان را به رخ میهمانان غیربومی می‌کشیدند.

گاهی هم اگر خودشان را برای همکاری با این انجمن، پیش‌قدم نشان می‌دهند، و برای خالی نبودن عریضه، در جلسات منطقه‌ای‌شان قول برگزاری جلسات شب شعر را می‌دهند، در عمل، حاضر به همکاری کامل با اعضای انجمن نیستند و تنها هدف‌شان بهره برداری گروهی و حزبی از فضای این انجمن است. همان بهره برداری‌های که پیش از این از تجمعات دیگر مردم کرده‌اند و گاه به اهداف خود هم رسیده‌اند. و این حقیقت تلخی است که مسئولان شهر وزوان جز معدودی، هیچ‌گاه ارزشی برای هنرمند و فعال فرهنگی و هنری و ادبی قائل نبوده‌اند و اگر به دید تمسخر به ایشان ننگریسته باشند، حرمتی هم برایشان قائل نشده‌اند.

جای تأسف است که برای دعوت شدن به انجمن و بهره‌برداری از فضای آن، حاضرند لیست اسامی خودشان و دوستان نزدیک‌شان را هم به انجمن دیکته کنند، اما هنگام عمل، حاضر به اختصاص مکانی برای برگزاری جلسات آن نیستند. اتفاق زشت و تأسف برانگیزی است که هنرمندان و شاعران شهر، برای برگزاری یک نشست چندین و چندساله، حتی با هماهنگی قبلی با مسئولان شهرستان، حق حضور در کتابخانه‌ی عمومی شهر را نداشته باشند.

آقایان مسئول! چه بلایی بر سر این شهر آورده‌اید که امروز تنها انجمن ادبی شهر، با این سابقه و میزان فعالیت، برای برگزاری یک نشست ماهیانه، آن هم نشستی که با درخواست مستقیم خود شما قرار بوده برگزار شود، مکان مشخصی را در اختیار ندارد؟ یعنی شما واقعاً توان اختصاص یک مکان ثابت را برای برگزاری نشست‌های ادبی هنری ندارید؟ پس کجا می‌برید بودجه‌هایی را که با عنوان بودجه‌ی فرهنگی و بودجه‌ی خانه‌ی فرهنگ و فلان و بیسار دریافت می‌کنید، یا در جلساتتان تصویب می‌کنید؟ هیچ‌گاه چشم امید اعضای این انجمن به شما نبوده است اما شما هم هیچ‌گاه آن‌قدر که ادعا می‌کردید، قدر هنرمندان و فعالان فرهنگی و هنری شهرتان را ندانستید و جز سنگ‌اندازی در مسیر فعّالیت ایشان، هیچ کار دیگری نکردید.

در شهری که اتباع افغانستانی، بدون دربدری در این اداره و آن اداره، اجازه‌ی برگزاری جلسات منظم دارند، اما هنرمندان و فرهنگیان شهر ندارند، شما به عنوان مسئول چه کارآیی خاصی دارید؟ شما به چه درد این شهر خورده‌اید؟ حتماً باید پای تقدیر از خودتان در میان باشد که اجازه‌ی فعالیت به گروه‌های فرهنگی و هنری بدهید؟ آقایان محترم! شرم‌آور است که وقتی پای جلسات گروه‌های دیگر در شهر به میان می‌آید، همه‌ی شهر را قُرُق می‌کنید و حتی همین کتابخانه‌‌ی عمومی که امروز مسئولش در آن را به روی هنرمندان شهر باز نمی‌کند، بدون هیچ مجوزی، آن هم در روز تعطیل، به روی‌تان باز است، اما هنرمندان این شهر باید برای برگزاری جلسات‌شان دربدر شاهین شهر و اصفهان باشند و دست آخر با بی‌حرمتی با ایشان برخورد شود! چه کرده‌اید که امروز هیچ کس برای هنرمندان شهرتان، ارزش قائل نیست؟

آقایان مسئول! دست بردارید از این بی‌تفاوتی بی‌حدّ و مرز، و به جای دعوا کردن با هم و درگیری بر سر منافع شخصی‌ و گروهی‌تان، قدری به شهر و مردم شهر و وضعیت هنر و فرهنگ شهرتان توجه کنید. به خدا قسم این مردم لیاقت‌شان این نیست. به خدا قسم شما بیش از این حرف‌ها به این شهر و مردمش مدیون‌ هستید. به جای سوزاندن بودجه‌های فرهنگی و هنری شهر در مکان‌هایی که یا درِ آن بسته می‌ماند، یا با زد و بند تبدیل می‌شود به میدان ندانم‌کاری‌ شما، کاری بکنید که چهار صباح دیگر از شما به نیکی یاد شود.

جلسات انجمن ادبی سعدی را همانند قبل، به آسانی می‌توان در منزل شخصی اعضا برگزار کرد. اما این اتفاق خوبی برای شما مسئولان شهر وزوان نخواهد بود و شما باید از چنین اتفاقی شرمنده باشید، نه هنرمندانی که هیچ تکیه‌گاهی جز مردم و خودشان ندارند.


موضوعات مرتبط: ادبیات ، وزوان-میمه ، فرهنگ

تاريخ : جمعه پنجم خرداد ۱۴۰۲ | 10:14 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

❑ انسان‌ها به دو گونه معلم نیاز دارند: معلم‌های کاهنده و معلم‌های افزاینده. کاهندگان، بیش از آنکه بیاموزانند، آموزش‌های پیشین را می‌ستُرند و می‌کَنند. آنان غلط‌ها را نشان می‌دهند، بر خطاها انگشت می‌گذارند، جان‌های انباری را سبک‌بار و رودخانه‌ی جامعه را لایروبی می‌کنند. سپس نوبت به افزایندگان می‌رسد که آموزه‌های نو بیاورند و اندیشه‌های بکر بیافرینند. بدون معلم‌های کاهنده، از درّه‌ی حماقت و بلاهت بیرون نمی‌آییم و بدون معلم‌های افزاینده، به هیچ قله‌ای نمی‌رسیم.مُزد معلم‌های کاهنده، خون دل است و بدنامی و اتهامات رنگارنگ و فقر و مرگ آهسته. این گروه از آموزگاران، نه جایی استخدام می‌شوند، نه جیره و مواجب دارند و نه حرمت و احترام. آنان، به جرم کاستن و کندن، آماج تیر ابلهان و شمشیر ابله‌سواران و نیزه‌ی بلاهت‌پرستانند. هیچ روزی از سال، به نام ایشان نیست؛ اما آینده بر گرده‌ی زخمی آنان سوار است.

زنده‌یاد رضا بابایی


موضوعات مرتبط: فرهنگ
برچسب ها: روز معلم , معلم کاهنده , معلم افزاینده

تاريخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 21:39 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

اتّحاد و همدلی. واژه‌هایی که سال‌هاست، در منطقه‌ی ما، بیش از همه از سوی مسئولان و فعالان فرهنگی، به ویژه مسئولان دو شهر میمه و وزوان به بدترین نحو به سخره گرفته شده. و هر گاه از این میانه یکی پیشقدم می‌شود تا به این دو واژه حیاتی مجدد ببخشد، او را هم به بدترین شکل ممکن مورد تهمت و توهین قرار می‌دهند.

تصور یک منطقه یا بر اساس معیار این چند سال، شهرستان، بدون همدلی و همراهی مردم و مسئولان دو شهر همجوار وزوان و میمه تصوری باطل است. و مسئولان این دو شهر، خصوصاً مسئولان مرکز بخش، اگر نیت‌شان پیشرفت منطقه است، باید کم کم دست از توهمات یکسویه‌نگرانه‌شان دست بردارند و در کنار هم بودن این دو شهر را بپذیرند.

مردم این بخش، در دهه‌های اخیر پایمال خودخواهی‌های عده‌ای معدود شده‌اند که با سودای حل مشکلات مردم، رأی ایشان را از آن خود ساخته‌اند و بدون در نظر گرفتن اوضاع بحرانی شهرها و روستاهای منطقه، با دامن زدن به اختلافات محلی و منطقه‌ای، عرصه را بر مردم تنگ کرده و آن‌ها را به مهاجرت از سرزمین آبا و اجدادی خود واداشته‌اند.

مهاجرت گسترده‌ی جوانان و نخبگان شهرها و روستاهای بخش به شهرستان‌های اطراف چیزی نیست که کسی از آن اطلاع نداشته باشد و آن‌هایی هم که مانده‌اند به نحوی توان و فرصت مهاجرت را نیافته‌اند. وگرنه این بخش با این مسئولان و این امکانات، دیگر جایی برای ماندن نیست.و آنقدر این آش شور شده است که حتی اتباع افغانستانی فعال در منطقه هم زن خانواده‌های خود را به مرکز شهرستان می‌فرستند تا رفاه لازم را داشته باشند.

شاهین شهر و گلپایگان از دو سوی در حال جذب نیروی جوان و فعال بخش ما هستند و مسئولان ما هنوز بر سر موضوعاتی دست و گریبانند که در هیچ جای دنیا خریداری ندارد.مسئولان ما هنوز نتوانسته‌اند چیزی جز جیب و جام خود را در نظر بگیرند و وقتی برای رسیدگی به مردم ندارند.

فرزندان و خانواده‌های خود را راهی مرکز شهرستان می کنند تا به خیال خودشان در بهترین مدارس تحصیل کنند و از بهترین امکانات بهره ببرند و خودشان در پس پرده‌ی واژه‌ی خوش آب و رنگ «اتّحاد» مردم را به جان هم می‌اندازند.

این بخش تا زمانی که دو شهر وزوان و میمه، باور نکنند که باید با هم یکی باشند و به هر بهانه‌ای به جان نام و نان هم نیفتند، حتی اگر نام شهرستان را هم به خود بگیرد، باز هم تغییری نخواهد کرد چرا که سال‌هاست مردم شهرها و روستاهای آن، راه فرار از آن را به خوبی آموخته‌اند. و فرمانداری، تنها بازار مکاره‌ای خواهد شد برای عده‌ای معدود که نان نام آن را می‌خورند.

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان , وزوان و میمه , تاریخ , فرهنگ

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 21:46 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

❑ شهرستان شدن بخش همیشه محروم میمه، با تمام آینده‌ای که می‌توان برای دوران پس از ارتقای یک بخش به ذهن آورد، می‌توانست خبر شیرینی باشد، اگر با خودسری و یکجانبه نگری مسئولان مرکز بخش همراه نمی‌شد.نگاه محدودی که جز نابودی بیش از پیش این بخش، چیزی را به ارمغان نخواهد آورد.

❑ در سال‌های اخیر، مسئولان مرکز بخش، با گسترش روزافزون نگاه یکسویه‌ی خود، ذره ذره و قدم به قدم، شرایط را به سمتی پیش برده‌اند که مردم شهرها و روستاهای اطراف، رفتن به امید رفاه و آسایش را به سکونت در منطقه ترجیح دهند.به نحوی که این روزها حتی اقشار پا به سن گذاشته هم دل ماندن در این تنگنا را ندارند.

❑ نگاهی گذرا به وضعیت شهرها و روستاهای اطراف‌مان، نشان می‌دهد که مسئولان شهر میمه، به عنوان مرکز بخش، در دهه‌های اخیر، آنطور که ادّعا می‌کنند، از پس وظایف خود برنیامده‌اند و حضورشان در این عرصه، جز تخلیه‌ی جمعیتی منطقه، دست‌آورد دیگری نداشته‌ است.این بی کفایتی، حتی دامان شهر میمه‌ را هم گرفته و دو شهر اصلی این بخش، عملاً به پایگاهی برای اتباع افغانستانی تبدیل شده است.

❑ تعصّب کورکورانه‌‌ای که موجب شده است، تعداد معدودی در این بخش، به عنوان مسئول، شهرها و روستاهای محروم اطراف خود را نادیده بگیرند و به شیوه‌های مختلف، مردم را از داشتن امکانات محروم کنند، نمی‌تواند امتیازی برای پیشرفت میمه چه به عنوان شهر و چه به عنوان مرکز شهرستان باشد.گویا مسئولان این بخش هنوز به این باور نرسیده‌اند که شهر میمه به عنوان مرکز بخش، حتی با گرفتن فرمانداری، بدون نگاه عادلانه به شهرها و روستاهای همجوارش، نمی‌تواند بقای خود را تضمین کند.

❑ گریز از پذیرش و باور به قابلیت‌های شهر و مردم وزوان و روستاهای اطراف، در توسعه‌ی این بخش به دلایل واهی، حتی اگر با جدا شدن جوشقان‌قالی به امید مرکز بخش شدن، از کاشان و الحاق به این بخش همراه باشد، مانعی در راه نابودی بیش از پیش این منطقه ایجاد نخواهد کرد.مسئولان این بخش، بدون توجه به نزدیکی منطقه به شاهین‌شهر و گلپایگان از دو سو، سال‌هاست این منطقه را به مکانی نامناسب برای زندگی تبدیل کرده‌اند.ادامه دارد....

پی نوشت:

عنوان نوشته، نام کتابی است از علی شفیعی‌نیک‌آبادی، در تاریخ و فرهنگ شهر جرقویه.


موضوعات مرتبط: تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان , وزوان و میمه , تاریخ , فرهنگ

تاريخ : جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۲ | 21:43 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

برگزاری #نمایشگاه_کتاب و محصولات و تولیدات محلی شهر، از دیگر برنامه‌هایی بود که به امسال نیز در کانون فرهنگی تربیتی امام خمینی(ره) برگزار گردید.
با این تفاوت که امسال، شهرداری و شورای اسلامی، حضور پررنگ‌تری در برگزاری آن داشتند.
نمایشگاه پنج روزه‌ای که نسبت به سال قبل، با استقبال کمتری مواجه بود.

▫توصیهٔ برخی از فعالان فرهنگی شهر به انتقال این نمایشگاه به مرکز شهر، که با اقبال مسئولان همراه نبود، موجب به حاشیه رفتن نمایشگاه و تعطیلی زودهنگام آن شد.
به نحوی که پیش از تعطیلات پایان هفته و حضور بسیاری از همشهریان غیر ساکن در شهر، نمایشگاه به کار خود پایان داده بود.

▫در حاشیه قرار گرفتن #نمایشگاه_کتاب که شاید یکی از مهمترین برنامه‌های فرهنگی دههٔ فجر در شهر وزوان بود، موجب شد که جز گروه های دانش‌آموزی، با استقبال دیگر اقشار همراه نباشد.
که البته از میان این گروه‌ها هم تنها دانش‌آموزان ونداده با برنامه‌ریزی کامل به نمایشگاه آمده بودند و با خرید کتاب‌های نفیس نمایشگاه، نشان داده بودند که مردم این روستا هنوز هم بیش از سایر نقاط منطقه به فرهنگ و دانش اهمیت می‌دهند.

▫این اتفاقات شاید لزوم تجدید نظر مسئولان شهر در نحوهٔ مواجهه‌شان با مناسبت‌های فرهنگی و تغییر طریقهٔ برنامه‌ریزی ایشان را نشان می‌دهد.
واگذاری برنامه‌ها به بخش‌های مختلف بدون نظارت جامع و تنها حضور کوتاه فیزیکی در برنامه‌ها برای ثبت حضور، شاید دیگر مانند قبل اثرگذار نباشد.

▫نگاه غیرمسئولانه به دههٔ فجر، ناخودآگاه مردم را به این شائبه دچار می‌کند که مسئولان شهر، تنها به فکر گذر از این رویداد هستند و تنها برای شانه خالی کردن از بار انتقادات احتمالی، چند برنامهٔ ساده را که مسئولیت چندانی هم برایشان ایجاد نمی‌کند، در آن می‌گنجانند، خود در افتتاح آن شرکت می‌کنند و اگر هزینه‌ای هم لازم باشد، دیگران پرداخت کنند تا آسیبی به بودجه‌های شهرداری و شورا نرسد.

▫شاید اگر در سال‌های آینده، این گونه نمایشگاه‌ها، در مرکز شهر و در مکانی مناسب‌تر، نسبت به کانون امام خمینی(ره) برگزار شود، و شهرداری و شورای اسلامی شهر، بدون در نظر گرفتن صرفهٔ اقتصادی و با برنامه‌ریزی دقیق‌تر، توجه بیشتری به نحوهٔ برگزاری آن داشته باشند، بتواند با ارزشگذاری بیشتری از سوی مردم شهر و حتی منطقه مواجه شود.

 

▫پی‌نوشت: 
در جریان برگزاری این نمایشگاه، دانش‌آموزان روستای ونداده، با حضوری پررنگ و قابل تقدیر، اقدام به خرید نفیس‌ترین و پربارترین کتاب‌های نمایشگاه کرده‌ند.
نگاه روشن و رو به جلو مردم ونداده و به تبع ایشان، کودکانشان، نشان می‌دهد که بر خلاف دیگر شهرها و روستاهای منطقه، مردم اهل مطالعهٔ ونداده، برنامه‌ریزی دقیقی برای آیندهٔ خود دارند.

📋کانال وژگون‌نوشت   https://T.ME/Vazhgoon_Nevesht


موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ

تاريخ : جمعه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۷ | 12:32 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

▫امسال هم به همت شورای شهر، شهرداری و دیگر دست‌اندرکاران فرهنگی شهر، ویژه‌برنامه‌هایی برای گرامیداشت دهۀ مبارک فجر در وزوان، برگزار شد، اما با تمام پیش‌بینی‌های انجام شده، انتقاداتی به مسئولان شهر وارد بود.
انتقاداتی که در چند مقاله، به آن خواهیم پرداخت.

 

▫برخورد منفعلانۀ مسئولان، با گروه‌های هنری فعال در شهر، یکی از عجیب‌ترین اتفاقاتی بود که در جریان این برنامه‌ها رخ داد.
سختگیری و به قول مسئولان "پای‌بندی به قانون" در مقابل یک گروه و باز گذاشتن راه برای فعالیت گروهی دیگر، اتفاقی بود که جز توهین به شعور مردم، نتیجه‌یی در بر نداشت.

▫در یکی دو سال اخیر، با توجه به نمایش‌های برگزار شده در شهر، انتقاداتی را به این گروه‌ها وارد کردیم. انتقاداتی که تنها به محتوای این نمایش‌ها بود و نه به افراد و فعالیت‌شان.
فعالیتی که امسال با سختگیری بیش از اندازۀ مسئولان و شاید تا حدودی، دلسردی و کوتاهی هنرمندان، با توقف همراه بود.

▫صرف بودجه‌های فرهنگ شهر، برای دعوت از گروه نمایش غیر بومی، راه ساده‌یی بود که امسال، شهرداری و شورای اسلامی شهر برای فرار از انتقادات احتمالی در پیش گرفتند.
شاید اگر این هزینه، صرف بهبود فعالیت هنرمندان داخلی و اخذ مجوز برای فعالیت سالم و منسجم آن‌ها می‌شد، می‌توانست سرمایه‌گذاری خوبی برای آیندۀ هنری شهر باشد.

▫برخورد منفعلانه و به نحوی بازدارنده، با هنرمندان جوانی که در اکثر مواقع، بدون هیچ چشمداشتی، تنها به خاطر مردم شهر، پا به میدان می‌گذارند و در نهایت، آن گونه که باید و شاید، از ایشان تقدیر نمی‌شود، و در مقابل، بها دادن به هنرمندان غیر بومی، اتفاق تلخی بود که امسال برای هنر و فرهنگ شهر رخ داد.

▫و از آن تلخ‌تر، اتفاقی بود که در روزهای آخر دهۀ فجر رخ داد.
باز گذاشتن راه برای اجرای نمایشی که به هیچ عنوان، ارزش هنری نداشته و همکاری با گروه اجرا کنندۀ آن، برای گرفتن مجوز از ادارۀ ارشاد، تنها به بهانۀ فشار افکار عمومی، نشان داد مسئولان شهر، برنامۀ مشخصی برای بهبود وضعیت فرهنگی و هنری شهر ندارند.

▫شاید استقبال سرد مردم از این نمایش‌ها، پاسخ خوبی بود به بی‌برنامگی و کوتاهی مسئولان در مقابل فرهنگ و هنر شهر.
پاسخی که اگر خادمین مردم شهر، به آن توجه نکنند، بی شک در ادامۀ مسیر فعالیت خود در شهر، با مشکلات بیشتری مواجه خواهند بود.

▫با از دست رفتن سرمایه‌های داخلی، قطعاً هیچ جایگزینی برای آن‌ها نخواهیم یافت.
همان گونه که با بی‌تدبیری مسئولان، در چند دهۀ گذشته، بسیاری از سرمایه‌های فرهنگی و هنری‌مان را که سال‌های سال برای به بار نشستن‌شان خون دل خورده بودیم، به آسانی از دست دادیم و هیچ فکری برای آفرینش سرمایه‌های جدید نکردیم.

 

منبع: کانال وژگون نوشت:                   https://T.ME/Vazhgoon_Nevesht
 


موضوعات مرتبط: وزوان-میمه ، فرهنگ

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ | 12:41 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |


اُنظر الی ما قال و لاتنظر الی مَن قال

نگاه كن به آن چه گفته مي شود،‌ نه به آن كه مي گويد
امير مؤمنان علي (ع)


موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 12:59 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |
«طِناف هَرچی گُرد بو سرِش تَقَلی دَ بَر بَگی تا»


موضوعات مرتبط: فرهنگ ، ديگر نوشت
برچسب ها: وزوان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 16:21 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |
تاريخ : یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ | 8:32 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |
قسمت شمال غرب وزوان و محل املاک کشاورزی شهر که مرغوب ترین زمین های کشاورزی شهر هم به شمار می آید، از قدیم در میان مردم شهر به ده سپید یا به گویش محلی «دی ایسپید» معروف بوده و بارها در حین شخم زدن و تسطیح و کشت و کار زمین های کشاورزی، آثاری از ساخت و سازهای قدیمی مشاهده شده


موضوعات مرتبط: تاریخ ، فرهنگ
برچسب ها: وزوان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ | 10:43 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

بسیاری از واژه های موجود در فارسی باستان و میانه که بعدها تحت تأثیر الفبا و دستور زبان عربی متروک شدند در وزوانی هنوز زنده اند. از جمله تفاوت هایی که...


موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه ، فرهنگ

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ | 8:37 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |

اهالی اصفهان مردمی خوش قیافه اند. رنگ چهره آنان سفید و روشن و متمایل به سرخی است. شجاعت و نترسی از صفات بارز ایشان می باشد.

اصفهانیها مردمان...


موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، فرهنگ

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ | 9:55 | نویسنده : سيدرضا حسيني پور |