اهالی اصفهان مردمی خوش قیافه اند. رنگ چهره آنان سفید و روشن و متمایل به سرخی است. شجاعت و نترسی از صفات بارز ایشان می باشد.
اصفهانیها مردمان گشاده دست اند. همچشمی و تفاخری که میان آنان در مورد اطعام و مهمان نوازی وجود دارد منشأ حکایات غریبی شده است. مثلاً اتفاق می افتد که یک اصفهانی رفیق خود را دعوت می کند و می گوید: «بیا برویم نان و ماس با هم بخوریم»، ولی وقتی رفیق او را به خانه می برد انواع غذاها ی گوناگون پیش او می آورد و اصفهانیها به این رویه خود مباهات زیاد می کنند.
هر دسته از پیشه وران اصفهان رئیس و پیش کسوتی برای خود انتخاب می کنند که او را «کلو»* می نامند. دسته های دیگر هم که اهل صنعت و حرفه هستند به همین نحو رؤسایی برای خود بر می گزینند. جوانان مجرد این شهر جمعیت هایی دارند و بین هر گروه با گروه دیگر رقابت و همچشمی برقرار است؛ میهمانیها می دهند و هر چه می توانند در این مجالس خرج می کنندو محفلی عظیم با انواع غذاهای مختلف پدید می آورند.حکایت می کردند که یکی از این دسته ها دسته دیگر را به مهمانی خوانده و غذای آنان را با شعله شمع پخته بود، دسته دیگر که خواسته بود تلافی بکند در دعوتی که متقابلاً به عمل آورده بود برای تهیه غذا به جای هیزم حریر مصرف کرده بود.
پی نوشت
* کلو = (کُ) (اِ.) 1 - رییس محله ، کلانتر. 2 - رییس هر صنف از کسبه (لغتنامۀ جس جو)
موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، فرهنگ
.: Weblog Themes By Pichak :.
