مشابهت های گویش وزوانی با زبان های باستانی
بسیاری از واژگان مستعمل در این گویش با زبان های باستانی ایران مشابهت هایی دارد که نشان از انشعاب این گویش از زبان های باستانی رایج در خاور میانه و وسعت تاریخ آن دارد و می تواند خود دلیلی بر اثبات غنای تاریخی شهر وزوان باشد.
آروس: (ãrüs) این واژه به معنی عروس است. این واژه از ریشه اوستایی اَرِزَ به معنی سپید است که به معنای آراسته و زیبا نیز به کار می رود.
کووَه: (küa) به معنای سگ است و با واژه سِپاکو یا اِسپَکو که در زبان مادها نام سگ ماده است، هم پیوند است.
کیَه: (kiya) در این گویش به معنای خانه است و هم ریشه با کَتِه در اوستایی و کَتَی یا کَتَک در پهلوی اشکانی.
هُشکَه: (huška) به معنای خشک و همان هُشکَه در زبان های پارسی باستان و اوستایی است.
هاما: (hãmã) ضمیر اول شخص جمع ما است و دگرگون شده واژه hãmã در پارسی میانه است.
وَس: (was) بس. و همانند was در زبان پارسی میانه است.
هِندَه: (hendah) هستند. هم پیوند با tidah در پارسی باستان است.
جَن: (jan) زن. هم پیوند با jani در زبان اوستایی است.
وارون: (vãrün) باران. هم ریشه با vãrãn در زبان پهلوی و هم پیوند با واژه وارونا خدای آسمان بیکران، از خدایان گهن نژاد آریاست.
آرت: (ãrt) آرد. هم پیوند با واژه artak در زبان پهلوی است.
اِور: (ewr) ابر. هم ریشه با واژه awr در زبان پهلوی است.
واج: (vãj) صدا زدن و سخن گفتن. همانند واج در زبان پهلوی و واچ در زبان اوستایی است.
اِستِرَه: (sterah) ستاره. هم ریشه با stãrak در زبان پهلوی است و هم پیوند با زبان های هند و اروپایی، هم ریشه باstãr در زبان انگلیسی است.
گُرد (gord) بزرگ. هم ریشه با gouru در زبان اوستایی به معنی بزرگ و سنگین.
دوم (doum) صورت. هم ریشه با daiman در اوستایی به معنی صورت و رخساره.
موضوعات مرتبط: ادبیات ، تاریخ ، وزوان-میمه
.: Weblog Themes By Pichak :.
