لا تغتروا بصلاتهم و لا بصیامهم، فإن الرجل ربما لهج بالصلاه و الصوم حتی لو ترکه استوحش، ولکن اختبر وهم عند صدق الحدیث و أداء الامانه
فریب نماز و روزه مردم را نخورید، زیرا آدمی گاه چنان به نماز و روزه خو می کند که اگر آنها را ترک گوید، احساس ترس می کند، بلکه آنها را به راستگویی و امانتداری بیازمایید. (امام صادق علیه السّلام)
پای صحبت پیران و بزرگان شهر وزوان که می نشینی، حرف های زیادی دارند در مورد اختلاف میمه و وزوان و بی انصافی های دوستان میمه ای. حرف هایی می زنند که آدم تا خودش با چشم نبیند و با گوش نشنود نمی تواند در مورد صحّت و سقم آن، دیدگاه محکمی ارائه کند.
حرف های فرهنگیان قدیمی مبنی بر این که دوستان میمه ای اجازۀ راه اندازی مدارس و تشکیل کلاس درس را در شهر وزوان نمی دادند و الزامی که برای حضور دانش آموزان وزوانی در میمه بود...
صحبت از غصب انکار ناپذیر حریم قنات بزرگ وزوان و مسدود کردن شاخه های اصلی آن و حفر چاه در حریم قنات که موجب کاهش شدید دبی آن گردیده...
حرف های ریز و درشتی که آدم می شنود و باورش برای هر کسی ممکن نیست. حرف هایی که کهنگی آن هم دلیلی شده بر مسکوت ماندنش...
اما این روزها آدم با چیزهای تازه ای روبرو می شود که نمی شود از کنارش به سادگی گذشت.
نمونه هایی مانند حذف نام وزوان از تابلوها و عناوین مختلف که می تواند معرّف این بی انصافی های دنباله دار باشد.
حذف نام وزوان از ادارات مختلف و بسنده کردن به نام میمه به بهانۀ اتحاد از این نمونه است که بارها به آن معترض بوده ایم و سودی جز تحقیر برایمان نداشته و همواره با سفسطه های دوستان همراه بوده.
همین یکی دو سال پیش بود که تابلوی معرفی پتروپالایش منطقه را با حذف نام وزوان به نمایش گذاشته بودند و در ذکر نشانی آن «میمه جنب دانشگاه پیام نور...» عجیب خودنمایی می کرد.
اما امروز که از میمه خارج می شدم این پلاکار را دیدم و برای دست اندرکاران این نوشته تأسف خوردم و به این فکر کردم که این به ظاهر دوستان، حماقت شان (از آن دست واژه هایی است که برازندگیش را ثابت کرده) را تا کجا ادامه خواهند داد و به دنبال چه سود و منفعتی هستند که از یک طرف داد اتّحاد سر می دهند و از سوی دیگر تمام تلاش و هزینه شان را برای محو نام وزوان به میان می آورند.

منظور نویسندۀ این پارچه که جلوی تکیۀ هیئت حضرت امام حسین(ع) میمه و درست کنار تابلوی معرفی میمه به عنوان آستانۀ پایتخت فرهنگ و تمدّن اسلامی نصب شده، حتماً هنرستان شهید آیت اللّه غفّاری وزوان بوده...
بد ندیدم این را هم بنویسم که جلال الدین تاج اصفهانی استاد آواز سنتی ایران در 13 آذر 1360 دار فانی را وداع گفته (اینجا بخوانید) و حامد زمانی در سال 74 در سن هفت سالگی در کلاس های آواز او شرکت کرده(اینجا بخوانید). این که هفت سال قبل از آن یعنی در سال 67 که حامد متولد شده هم دست کم 7 سال از فوت استاد گذشته بوده، مشکل خاصی را ایجاد نمی کند.
تا آن جا هم که من تحقیق کرده ام در اصفهان تاج دیگری به عنوان استاد آواز وجود ندارد.
موضوعات مرتبط: وزوان-میمه
.: Weblog Themes By Pichak :.
